ادمی براین ربع مسکون همواره در جستجوی رسیدن به یک "قرار"بوده.انسان پس ازهبوط براین سیاره رنج غربت وجود رابه انحای مختلف واشکال متفاوت بیان نموده.این غربت هستی درشعروموسیقی ومعماری واسطوره چه به شکل فردی چه جمعی وچه تاریخی خود رانشان داده است.اما باگسست غرب از جهان سنت یا کلیسایی یابه اصطلاح خود غربیها "قرون وسطایی"این بازیابی هویت تاریخی بانگاه به گذشته اسطوره ای ودینی دراینده دنبال شدمتفکران مدرن بانگاه به گذشته ودرک موقعیت تاریخی جهان غربی برخی باطرح دستگاه های عریض وطویل به ترسیم "یوتوپیا"پرداختند و برخی با بیان واقع نگری درصدد حرکت به جامعه معمولی.جدای از متفکران دینی که درغرب به طرح مدینه فاضله خود پرداختند،مارکسیسم جامعه ارمانی خود را در جامعه بی طبقه تعریف کرد ونهایت ان رانیز دیدیم.امالیبرالیزم بابیان غرایز بشر وتقلیل من تاریخی به من فردی ازسویی به ارزش زدایی از تاریخ وعالم پرداخت ازسویی به تاریخ سازی برای بشر روی اورد.تاریخی که بشر رادر خود غرق ومستحیل کرده.تاریخی که دران تاریخ رانه تعالی بلکه تنازع بقا،جامعه را نه امت بلکه جنگل،انسان رانه خلیفه الهی بلکه موجود هوشمند،عالم رانه اراده معطوف به حق بلکه اراده معطوف به قدرت،اقتصاد رانه اعتدال ومیانه روی بلکه منفعت گرایی واصالت سود(یوتیلیتاریانیسم)،بشرا را نه دارای تکلیف دربرابر امر مقدس بلکه دارای حقوق،درحوزه روان شناسی نفی روح وتاکید بر نفس مادی ولذت جویی واکنون گرایی وخروجی این نقشه هستی شناختی ومعرفت شناسی چیزی نبود جز انسان منتشر شده که در گرداب نیست انگاری افتاده وخود آگاهی تاریخی خود راازدست داده وهویت کاذب گرفته اماهمچنان بیقرار:جمله بیقراریت ازطلب قرارتوست/جمله بیقرارشوتاکه قراریابدت!درچنین جهانی که رس
برچسب:
نویسنده: آتنا زارعینیا
تاريخ: چهارشنبه
6 مهر
1401 ساعت: 0:43